|
|
|
 |
|
آرشیو |
|
انقلاب اسلامي ايران
|
اين كتاب كه از سوي مركز برنامهريزي و تدوين متون درسي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها، تهيه شده، به عنوان منبع رسمي دو واحد درس عمومي «ريشههاي انقلاب اسلامي» در كليه رشتهها مورد تدريس قرار ميگيرد. در تأليف و تدوين كتاب مزبور پنج تن از استادان و پژوهشگران مشاركت داشتهاند كه عبارتند از: دكتر مصطفي ملكوتيان، دكتر محمدعلي حسينيزاده، دكتر سيدصادق حقيقت، دكتر عبدالوهاب فراتي و دكتر محمدرضا مرندي.
در مقدمه كوتاهي كه بر اين كتاب توسط مركز برنامهريزي و تدوين متون درسي نگاشته شده، آمده است: «كتابي كه پيشرو داريد ويراست چهارم كتاب «انقلاب اسلامي و چرايي و چگونگي رخداد آن» است كه به اساتيد و دانشجويان گرامي تقديم ميشود. پس از انتشار ويراست دوم كتاب در تابستان 1378، تغييرات و اصلاحات به عمل آمده در ويراست اول، مورد استقبال صاحبنظران و دانشجويان محترم قرار گرفت، در عين حال، تلاش براي تهيه متني كاملتر و دقيقتر، ما را بر آن داشت، تا با بهرهگيري از نظرات ارسالي استادان و انديشمندان،
|
|
|
شيطان بزرگ، شيطان كوچك
|
كاركرد صهيونيستها در پايگاه غرب سرمايهداري در خاورميانه - يعني اسرائيل- مدتهاست نهتنها مورد ترديد جدي واقع شده، بلكه حتي ادامه سرمايهگذاري براي حفظ آن نيز به صورت فزايندهاي با چالش مواجه است. هرچند لابي قدرتمند صهيونيسم با استفاده از ابزارهاي مختلف، فضاي تنفسي را بر انديشمندان منتقد غربي در اين زمينه بسيار تنگ كرده است، اما با وجود فشارها و تضييقات پيدا و پنهان، نشانههاي اينگونه اعتراضات را در كانون حاميان صهيونيسم ميتوان رو به گسترش ارزيابي كرد.
آنچه قبل از پيروزي انقلاب و غلبه ملت ايران بر استبداد پهلوي و سلطه آمريكا و انگليس، با تفاخر از سوي ادارهكنندگان اين پايگاه در مورد كنترل خاورميانه ابراز ميشد، طي سالهاي اخير كمتر مورد اشاره قرار ميگيرد.
|
|
|
بازيگران سياسي از مشروطيت تا سال 1357
|
چندي است از سوي برخي محافل و جريانات سياسي خارج از كشور (يا به سفارش آنان و نيز دستياريشان) تمايل به تاريخنويسي يا به عبارت بهتر تاريخسازي شدت گرفته است. اين پروژه در ابتدا از سوي خانوادة سلطنتي آغاز شد كه ماحصل آن انتشار كتبي چون «من و برادرم» نوشتة اشرف پهلوي، «كهنديارا» نوشتة فرح ديبا و... بوده است. اما همزمان با سپري شدن زمان معمول براي آغاز تاريخنگاري دوران پهلوي از سوي پژوهشگران و محققان برخي وابستگان به عصر پهلوي، كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران از كشور گريختند به منظور جهتدهي به افكار اين محققان، نگارش كتب تاريخي متعددي را در برنامه خود قرار دادند. هرچند تاريخ پژوهي محققانه از اهداف و ماهيت اين جريانات آگاه است ليكن ميبايد
|
|
|
كنكاشي در بهائي ستيزي
|
نويسنده كتاب «كنكاشي در بهائي ستيزي» كه در واقع پاسخي است به مقاله «جستارهائي از تاريخ بهائيگري در ايران» به قلم آقاي عبدالله شهبازي، در مقدمه اين كتاب با تأكيد بر اين كه «هدف ما از بحث و گفتگو با آقاي شهبازي و شهبازيها فقط و فقط بازكردن روزنهاي به تاريخ گذشته اين جنبش است»(ص16) زمينه مناسبي را براي بحث و بررسي پيرامون اين فرقه فراهم آورده است؛ لذا فارغ از فحواي مقاله آقاي شهبازي، ميتوان درباره مسائل و مدعياتي كه در اين كتاب مطرح گرديده است، به بحث نشست. البته اين نكته را نيز بايد خاطر نشان ساخت كه آقای سهراب نيكوصفت تلاش كرده تا وابستگي خود به بهائيت را آشكار نسازد و چنان بنماياند كه از موضع يك محقق بيطرف دست به قلم برده است،
|
|
|
گروگانگيري و جانشينان انقلاب
|
اين كتاب توسط آقاي محمد جعفري در لندن به نگارش درآمده و در آلمان توسط انتشارات «برزاوند» در تيرماه 1386 چاپ و منتشر شده است.
مؤلف در مقدمهاي بر كتاب مينويسد: «نظر به اينكه متاسفانه هنوز هيچكدام از گروگانگيرهاي اصلي نه تنها حاضر نشدهاند مسئله گروگانگيري و تبعات آن را صادقانه، همانطوري كه واقع شده است، براي نسل حاضر و نسلهاي آينده توضيح دهند... اين امر مرا بر آن داشت كه به تأليف و تحرير كتاب حاضر دست بزنم بدين اميد كه نسل حاضر و نسلهاي آينده دريابند كه با دست خوديها، چه بلائي بر سر كشور آمده است و چگونه خوديها عامل اجراي منويات آمريكا شدهاند... محمد جعفري لندن 4 تير 86 (25 جون 2007)»
چنين ادعايي در حالي صورت ميگيرد كه خانم معصومه ابتكار در سال 2000
|
|
|
خاطرات يك شورشي ايراني
|
سازمانها و تشكلهاي سياسي فراواني را ميتوان يافت كه در طول مسير خود دچار انحراف از انديشهها، اهداف و خطمشي اوليه شده باشند اما شايد كمتر نمونهاي را بتوان مشاهده كرد كه شدت، عمق و دامنه استحاله آن همچون سازمان مجاهدين خلق باشد؛ لذا بررسي علل و عوامل بروز اين تغيير و تحولات عميق در سازماني كه از داعيهداري مبارزه با امپرياليسم و در رأس آن آمريكا، كار خود را آغاز كرد و تا حضيض دريوزگي به پيشگاه كاخ سفيد و حتي تن دادن به جيره خواري عنصر منفوري چون صدام و قرار گرفتن كنار ارتش بعث در تهاجم به خاك ميهن و به شهادت رساندن مدافعان اين سرزمين سقوط كرد، نكتههايي بس گرانقدر در بر خواهد داشت. در اين حال آنچه بر جذابيت مطالعه اين مسير پر پيچ و خم ميافزايد،
|
|
|
بسوي سرنوشت
|
سال 63 را به راستي بايد يكي از سالهاي پرتنش دوران جنگ تحميلي دانست. در اين ايام گرچه امور داخلي رو به سامان دارد، اما فشارها و تنگناهاي گوناگون خارجي افزايش چشمگيري مييابد؛ هجمه موشكي به نفتكشهاي حامل نفت ايران با هدف به صفر رساندن در آمدهاي ارزي كشور كه با مقاومت ايران و مقابله به مثل، تبديل به جنگ نفتكشها ميشود، كليد خوردن پروژه هواپيماربايي به منظور فشار شديد بينالمللي بر جمهوري اسلامي، به كارگيري گسترده سلاح شيميايي، حمله موشكي و هوايي به مناطق مسكوني شهرهاي بزرگ و كوچك ايران، بمبگذاري در مناطق پر تردد به ويژه در تهران همچون ميدان راهآهن، ميدان شوش و نماز جمعه تهران و تهديد صريح عراق به ناامن كردن آسمان كشور براي هواپيماهاي مسافربري
|
|
|
گذشته چراغ را آينده است
|
كتاب «گذشته چراغ راه آينده است» با ورود به بررسي اوضاع و احوال كشورمان در فاصله ميان دو كودتاي اسفند 1299 و مرداد 1332، و با ارائه حجم انبوهی از اطلاعات و دادههای تاريخی، نام خود را به عنوان يكي از كتب مطرح درباره اين دوران به ثبت رسانيده است. البته آنچه در اين كتاب در وهله نخست جلب توجه ميكند، نامشخص بودن نام نويسندگان آن و بهرهگيري از عنوان مستعار «جامي» است
نويسندگان اين كتاب ترجيح دادهاند به جاي نوشتن نام خود از عنوان «جامي» استفاده كنند و نام خويش را براي هميشه از خوانندگان كتاب مكتوم دارند. چاپ نخست اين كتاب در سال 1357 توسط انتشارات ققنوس صورت گرفت و هفتمين
|
|
|
بازخوانی نهضت ملی ایران
|
حسينيان به مدت 8 سال به تدريس تاريخ انقلاب اسلامي اشتغال داشته و از ايشان تاكنون علاوه بر كتاب «بازخواني نهضت ملي ايران»، آثار متعدد ديگري نيز به چاپ رسيده است كه عبارتند از: رهبري در تشيع، حريم عفاف، ستاره صبح انقلاب، موسيقي و غنا از ديدگان فقه اسلامي، تاريخ سياسي تشيع، 14 قرن تلاش شيعه براي ماندن، بيست سال تكاپوي اسلام شيعي، سه سال ستيز مرجعيت شيعه، چهارده سال رقابت ايدئولوژيك، يك سال مبارزه براي سرنگوني رژيم شاه، تجربه مشروطيت، ...دوران نهضت ملي در كشور ما از جمله مقاطعي به شمار ميآيد كه تاريخنگاريهاي صورت گرفته پيرامون آن، بشدت عجين با جهتگيريها و تمايلات سياسي نويسندگان مسائل اين دوران است. نگاهي به آثار منتشره درباره اين برهه تاريخي
|
|
|
نامه های دکتر قاسم غنی
|
قاسم غني در سال 1272 خ. در سبزوار متولد شد. پدرش ميرزا عبدالغني از ملاكان بزرگ منطقه بود. قاسم غني تحصيلات ابتدايي و مقدماتي را در مكتبخانه طي كرد و در سن 12 سالگي بعد از فوت پدرش، توسط دايي خود به مدرسه دارالفنون فرستاده شد. اخذ ديپلم از اين مدرسه پنج سال به طول انجاميد. قاسم غني براي ادامه تحصيل رهسپار لبنان شد و در مدرسه سن ژوزف بيروت علاوه بر آموختن زبان انگليسي و عربي مقدمات طب را نيز طي كرد و وارد كالج آمريكايي شد و در سال 1299 دوره دانشكده پزشكي را به پايان رساند.آقاي قاسم غني در حاشيه وصلتي كه آغاز مبهم و نامأنوس و پاياني تلخ داشت، نامش شهره عام و خاص شد. چرا كه او هم در شكلگيري پيوند سببي بين دو دربار ايران و مصر نقش داشت و هم در پايان
|
|
|
|
|
|
|